پیشرفتهای 11 ماهگی دلبر
چیزی تا تولد یکسالگی پرنسسم نمونده و من چقدر استرس دارم هم واسه جشن تولد دردونه خونمون هم یجور دل نگرونم که نمیتونم علتش و پیدا کنم این روزا اصلا حالم خوش نیست خودمم نمیدونم چرا شاکیم !!!!!!!!!!!!!! ولی سخت با خودممم در گیرم برام دعا کنید خیلی به ارامش نیاز دارم بگذریم .................. از خانمی بگم که مثل خورشید داره میتابه و منو گرم میکنه و حسابی بهم نور امید میده گاهی با خودم فکر میکنم قبل تولد آوینا من به چی دلخوش بودم کلی پیشرفت کلامی داشتی دستتو میذاری رو گوشت و میگی الو گاهی که بابایی نباشه میگی الو بابا دردر وقتی من سجاد و صدا میکنم شما هم خیلی مصمم میگی سجاد وقتی سجاد میخواد بره بیرون اگر...
نویسنده :
شقایق
9:30







