امروز ما
سلام به نفس مامان گل شقایق خوشحالم که بهتر شدی فدات شم ایشالا که دیگه هیچ وقت مریض نشی نه شما و نه هیچ کوچولویی الهی آمین دیروز از صبح حس عکاسی بهم دست داده بود اما صبح که مشغول غذا درست کردن بودم بعدم شما خوابت گرفت و خوابیدی منم منتظر کنارت دراز کشیدم تا بیدار بشی و چند تا عکس ازت بگیرم قربونت برم وقتی بیدار شدی با کلی ذوق لباس تنت کردم تا ازت عکس بگیرم اما میگه دخملی یکجا بند میشد همش دنبالش میدوییدم بیشتر عکسا تار شده عیبی نداره کودکی دیگه !!!! خلاصه هنوز کارمون تموم نشده بود که مامان محبوبه تماس گرفت و گفت میخوان بیان پیشمون ما هم بساط عکاسی رو جمع کردیم و منتظر نشستیم وقتی اومدن شما کلی ذوق کردی ماه مهربونم اینم عکسای دختر...
نویسنده :
شقایق
10:15








