آوینــــــــا عسلیآوینــــــــا عسلی، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
پیوند عشق ماپیوند عشق ما، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

✿بهونه زندگی من آوینا✿

خواب نا ارام دخترم

سلام به عزیزترینم گل شقایق با بزرگتر شدنت همینطور که فهمیده تر و البته شیطون تر میشی مشکل خوابیدنت یا بهتر بگم خوابوندنت بیشتر میشه تا جایی که موندم چکار کنم و در طول روز با گریه و زاری میخوابی جالبه که خوابت میاد ولی نمیخوابی!!!! توی گهواره که فورا میشینی یا بلند میشی که خیلی خطرناکه و مجبور میشم بیارمت پایین حالا بماند که بعدش چقدر بهت برمیخوره , روی پامم که اصلا صبر نمیکنی , روی تخت خودمونم که اصلا , راه رفتنم امتحان کردم که جواب نداد , توی ماشینم که هرگز خلاصه در کل باید گریه کنی خسته بشی بخوابی قربون چشمات برم نازنینم این مسئله عذابم میده نمیدونم چکار کنم مامانا کمک کنید لطفا ...
5 شهريور 1392

لالایی شبانه من

   آرام چشمایت را روی هم بگذار من بیدار میمانم و کابوسها را یکی یکی از اتاقت دور خواهم کرد دوست دارم فسقلی دوست داشتنی موش کوچولوی من ...
21 مرداد 1392

ارزوی مامان و بابا

  خدایا   مرسی که منو لایق دونستی و همچین فرشته ای رو بخشیدی بهم تو رو به بزرگیت قسم فقط برام نگهش دار صحیح و سالم و خوشبخت  خدایا ازت میخوایم همینطور که لیاقت مادر و پدر شدن را به ما دادی توانایی خوب بزرگ کردن دخترم را هم به ما بدهی سپاس دیگه هیچی نمیخوام قول  قول  قول امین امین امین   سلامت و شادی و سر بلندیت ارزوی همیشه ماست اوینا مامان همیشه بهاری باش   ________________________________________   وقتی شانه های کوچکت پناهگاه استوار روح پریشانم میشود ! لذت لمس پیکر معصوم تر از باران توست که مرا وا می دارد به دوست داشتنت وقتی دستهای کوچک فرشته گونه ات را بر صورت خراشیده ...
21 مرداد 1392

انتخاب نام دخملی

  آوینا عشق ابدی در زبان اوستا به معنای زلال میباشد در زبان کردی به معنای عشق میباشد دختر پاک و بانویی که مثل اب زلال است و البته این دختر بهانه عاشقی ماست ________________________________________   آرزو میکنم همه این صفات در تو حک بشه و از اسمی که برات انتخاب کردیم خوشت بیاد وروجکم قندک مامان   ...
21 مرداد 1392

دندون جدید (6)

سلام عسلم گلم دندون جدید بیرون اورده مبارکه عزیزم پس علت بهونه گیری و بد خوابیات درد دندونت بود شرمنده که مامان انقدر دیر گیره و تا بیرون نیاد متوجه نمیشه عزیزم دیگه 4 تا دندون پایین داره 2 تا بالا قربونت برم دندون طلا ما الهی فدات شم که چقدر معصومانه درد میکشی خیلی سخته هر از مدت یکبار تکرار این درد و این پرسه همچنان ادامه داره .......... کاش قانونی بود که بدون درد دندون نی نی ها بیرون می اومد اخه خیلی سخته دلم از خودم گرفته که خبردار نشدم که حتی برات بی حسی بزنم یا دندون گیر بهت بدم شرمنده عسل خانم میدونم با اون قلب بزرگت مامانی رو میبخشی  دوست دارم ماه زندگیم هر روز که میگذره میبینم که بیشتر و بیشتر ب...
21 مرداد 1392

5 ماهگی عسلم + ناگفته های به بهانه 5 ماهگی

آوینا جان 5 ماهگیت مبارک   نمیدونم چرا بغض کردم حس میکنم خیلی بزرگ شدی و اون روزایی که منتظرش بودم بیاد اومده دلم میخواد روزی که ایشالا بزرگ شدی و دل نوشته هامو خوندی بدونی که تمام سعیمو برای حفظ ارامش تو کردم  بدونی که مامان شقایق و بابا سجادی تمام تلاششونو برای اینکه همه چیز برات فراهم باشه کردن اگه کوتاهی دیدی تو ببخش خدایا شکرت بابت صبری که به من و آوینا و سجاد دادی بازم به کمکت احتیاج داریم ما رو به حال خودمان نذار   سلام من در 5 ماهگیم خیلی خوبه کلی بزرگ شدم واسه خودم خانمی شدم چهار دست و پا راه میرم البته باید مامان کف دستشو بزار زیر پاهام و من خیلی با ناز و ادای دخترونه کلا ادا اصولام خیلی زیاد هست ی...
21 مرداد 1392

عسلم4 ماهه شد + واکسن 4 ماهگی

واکسن 4 ماهگی دیروز دختر خوشکل مامان واکسن 4 ماهگی زد هوراااااااااا  بمیرم برای خانم خوشکل مامان که انقدر صبوری کرد دیروز صبح با وحشت ازخواب بیدار شدم اوینا طبق معمول صبح زود بیدار شد سجادم سر کار بود قرار بود با دایی جون محمد ببریمش اصلا دلم نمی اومد امادش کنم خلاصه کلی باهاش بازی کردم وساعت 10بهش قطره استامینوفن دادم محمد و شبنم اومدن با یه عالمه دل نگرونی بردیمش بهداشت اول وزن و قد و اندازه سر فسقل خانم و اندازه گرفتن که خدا را شکر همه چی نرمال بود و بلاخره لحظه سخت واکسن رسید در گوشت زمزمه کردم نازنینم مجبورم وگرنه محال بود این کارو بکن فدات شم بخاطر سلامتی خودته و تو رو به دست دایی محمد سپردم و خودم رفتم توی حیاط بهداش...
21 مرداد 1392