آوینــــــــا عسلیآوینــــــــا عسلی، تا این لحظه: 14 سال و 12 روز سن داره
پیوند عشق ماپیوند عشق ما، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

✿بهونه زندگی من آوینا✿

دلتنگی !!!!

دخترم سلام امروز بابایی رفت ماموریت تهران هنوز نرفته بود دلم براش تنگ شده بود وقتی داشتم وسایلای بابایی رو توی ساک میچیدم به این فکر میکردم که از وقتی شما اومدی چقدر کمتر با سجاد وقت گذروندم و سجاد چقدر صبورانه بی توجهی منو نادیده گرفته الان که کنارم نیست مدام فکر میکنم یه چیزی کم دارم انگار نمیتونم هیچ کاری کنم اصلا تمرکز ندارم بی اختیار چشمم به دره خیلی جالبه ادما تا وقتی کنار هم هستن اونطوری که باید قدر همدیگر و نمیدونن اما همین قدر که از هم دور میشن تازه متوجه قدر و قیمت همدیگه میشن کاش این هفته زودتر تموم بشه و سجاد عزیزم بیاد پیشمون  ایشالا آوینا گلی همدم تنهاییام شما هم مدام بابایی رو صدا میکنی و از این ...
11 خرداد 1393

نامزدی پریچهر گلی

سلام ماه پری عزیزم سه شنبه 5 خرداد نامزدی پریچهر نازنین بود و کلی به ما خوش گذشت و بعد از مدتها کلی قر دادیم و خودمون خالی کردیم امیدوارم خوشبخت بشن  و همیشه از کنار هم بودن لذت ببرن از اونجایی که مدتیه زندگیمون کلی بهم ریخته من و بابایی هر دو خیلی بی حوصله ایم البته هر دومون دلیل محکم و قانع کننده ای داریم یجورایی خودمون لبه پرتگاه حس میکنیم و از اینکه نمیدونیم وضعیتم چی میشه خسته ایم ( ایشالا وقتی بزرگ شدی یادم بیار برات توضیح کامل بدم الان ادامه ندم بهتره ) راه سخت است و ناآشنا اما من خدایی دارم بس بزرگ و درد آشنا ......... بنده خدا بابایی با وجودی که فشار روی اون خیلی بیشتره اما مدام منو دلد...
9 خرداد 1393

19 ماهگرد بودن با تو

  جان دلم ؛ کودک بی نظیر من ؛   19 ماه گذشت از آن روز به یاد ماندنی . و حالا ، کلی بزرگ شده ای و فهیم ، بیش از هر زمان دیگری . آزمون و خطا کردنت ، این منظم بودن بی مثال ات ، آرامشت ، این مهربانی و تکرار کردن هایت را ، همه شان را محو ام ، محــــو تماشا .   آدم از داشتن فرزندی چون تو ، مسرور و مغرور نباشد ، چه کند ؟  خودت تولد تولد میخوانی ومیرقصی  این روزها دلربایی و شیرین بودنت ، به اوج رسیده !   گاهی دلم می خواهد زمان را متوقف کنم . مثل آن زمان که مرا می بوسی یا ناز می کنی .   آوینا ، مادر ؛ من ممنونت هستم به خاطر تم...
9 خرداد 1393

روزانه های اردیبهشتی

سلام عزیزدلم   دختر گلم اینروزا خیلی شیطون شدی و توی خونه اصلا به من اجازه هیچ کاری نمیدی تمام وقتم با تو پر میشه گاهی زمان کم میارم و غافل از همه چی میشیم و یهو بوی سوختگی منو از جا میپرونه و تازه یادم میاد که وااااااای غذام سوخت ! چند وقته مدام میخوای بغلم باشی دلت میخواد همش با هم بازی کنیم ماشالا به این همه انرژی بیشتر وقتا من کم میارم اما شما هزار ماشالا اصلا ......   چندتا لغت جدیدم یاد گرفتی   ایشو به معنی پاشو ایشین به معنی بشین ایشی به معنی شیر  123 به معنی پله سورسور به معنی سرسره   به محضی که عصر بابا سجاد عزیز میاد ...
29 ارديبهشت 1393

لبخند یک فرشته !

فرشته زندگیم قربون پاکی و بزرگیت بشم   مدام در حال نماز خوندن هستی و خودتم میگی الله  چون دیدی مامان جون عفت چادر سر میکنن شما هم باید شال یا روسری سر کنی از اول تا اخرشم سجده میکنی و زیر لبهای آلبالویت زمزمه میکنی و با خدای خودت راز و نیاز ...........   فدات بشــــــــــــــــــــــــــــــــــم علاوه بر خودش نی نی هم باید سجده کنه !   جانمممممممم هزار ماشالا به گل من دخترم برای ما هم دعا کن   : آوینا عسلی تا این لحظه ، 1 سال و 6 ماه و 25 روز سن دارد :.     ...
29 ارديبهشت 1393

مامان شدن عروسکم برای عروسکش !

سلام عسل من  دخترم دیروز یکی از عروسکات که قبلا مامان جون عفت برات هدیه اورده بود افتتاح کردی و کلی عاشقش شدی و خودت بدونی که ما بهت بگیم صداش کردی ناناز گاهی هم بهش میگفتی عزیزممممم     مهربون با احساس من ماشالا به این همه شیرین زبونی   نانازو سخت توی بغلت گرفتی و فشردیش بهش به به دادی اب دادی بعد هم که وقت خوابش شد توی بغلت انقدر کل خونه چرخیدی تا خواب رفت بعد خیلی اهسته گذاشتیش رو زمین و به من اروم گفتی هیسسسسسس خـــــــــــــــوابه !!!! عصرم که بابا سجاد مهربون اومدن و میخواستیم بریم گردش بدو بدو ناناز و بغل کردی و با خودت اوردی قربونت برم که انقدر قلبت بزرگ و پاکه  و از جنس خد...
25 ارديبهشت 1393