آوینــــــــا عسلیآوینــــــــا عسلی، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
پیوند عشق ماپیوند عشق ما، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

✿بهونه زندگی من آوینا✿

بای بای پستوووونک :) (1 سال و 9 ماه )

سلام گل نازم الان 48 ساعته که دخترک من پاکه پاکه  چند وقتی بود که خیلی به پستونک وابسته شده بودی منم سعی میکردم فقط شبا موقعه خواب بهت بدم اما نخیر از صبح مدام توی دهنت بود و اصلا راضی نمیشدی بهم بدی حتی موقعه غذا از دهنت بیرون میاوردی توی دستت نگه میداشتی و زود میکردی تو دهنت و هیچ جوری هم راضی نمیشدی بهم بدی تا اینکه از دکتر دندونپزشک پرسیدم و بهم گفتن وقتی دندونای فک بالا و پایین تکمیل شدن حتی اگر پستونک ارتودنسی هم باشه باز روی فک و دندون اثر میذاره منم خیلی دلم میخواست دیگه نخوری اما اول دلم نمی اومد دوم فکر میکردم صبر کنم که موقعه از شیر گرفتن هم برای شما ارام بخشه هم برای من کمک بزرگیه ام...
22 مرداد 1393

رژ لب !!!!!

سلام نفس من امروز من توی اشپزخونه داشتم ظرف میشستم  شما هم توی اتاق خواب مشغول کنجکاوی بودی بعد اومدی که طبق معمول از روی دسته مبل بیای روی پیشخون منم صدات کردم که مثل همیشه بگم برو پایین خطرناکه یهو چشمم به صورتت افتاد که قرمز ه ............ واااااای سر جام میخکوب شدم صدای قلب خودم میشنیدم دوییدم طرف دیدم بله رژلب منه بیچاره رو برداشتی و به کل صورتت کشیدی آی حرص خوردم آی کفرم در اومد اخه خیلی گرون خریده بودم اما شما نابودش کردی !!!!! فدای سرت شیطونک من فقط نوشتم که یادم بمونه ...
22 مرداد 1393

عروسی صمد و زینب

سلام عروس ناز عزیزم 16 مرداد عروسی صمد بود ( ببخش که با تاخیر نوشتم ) و حسابی بهمون خوش گذشت چون شبای قبلش مراسم بود شما حسابی کیف کردی و از همه مهتر که پویات هم اومده بود اولین باری که دخترم موهاشو پیچید و حسابی ناز شد دست فاطیما جون درد نکنه چند روز قبلشم رفتیم پارتی که خیلی عالی بود و تا صبح زدیم و رقصید عمو امیر ارگش اورده بود ارگ میزد و احسان میخوند از اولش من و شما وسط بودیم تا وقتی برگشتیم خیلی خیلی عالی بود از اون شب فقط فیلم گرفتم اصلا عکس نگرفتم خلاصه چون 1 هفته هر شب ما جشن بودیم الان تا عصر میشه میگی بریم عروسی برقصیم  فدای دختر هنرمندم      آوینا جون و کارن که شما ع...
22 مرداد 1393

: )))

سلام عزیزدلم دختر باهوشم امروز داشتی توپ بازی میکردی ویهو متوجه شدم داری توپ رو میشماری بدون اشتباه از 1  تا 10 وااااای که خیلی لذت بردم  عاشقتم بهترینم 1 سال و 9 ماه و 14 روز قربونت برم مامان      ...
19 مرداد 1393

دلنوشته ای از مامان برای آوینای عزیزم ( 11 )

  آوینا جونم روزی که بدنیا آمدی      من متولد شدم     و از آن روز هم دخترم شدی هم همه چیزم .......     فرشته آسمانی من     جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر است     و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیداری منی .......     گوشه دلم روز به روز را با نگاه رو به تکامل تو آغاز میکنم  .       سپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت را به من عطا کرد .     سایه خدای عشق بر قلبت مدام دخترم   ...
19 مرداد 1393

نکاشی !!!!

سلام جوجه کوپولوی من                                                                                                        &nbs...
18 مرداد 1393