آوینــــــــا عسلیآوینــــــــا عسلی، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
پیوند عشق ماپیوند عشق ما، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

✿بهونه زندگی من آوینا✿

ستاره درخشان زندگیم 22 ماهه شد

  از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد   شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت   و امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند    و من در اوج عشــــــــــق   خود را در پستوی زمان تنها حس نمیکنم ... !     دختـر قشنگم آوینــــــــــا 22 ماهگیت مبارک             ...
5 شهريور 1393

اواخر 21 ماهگی

سلام نازگل مامان  یکی یدونه خونمون شیرین زبون من توی صحبت کردن حسابی بلبل زبونه و همه چی رو خوب و صحیح تلفظ میکنه تازگیها به محضی که تلفن زنگ میخوره با هیجان تلفنو جواب میدی و خیلی خانم میگی سلام خوبی ؟ مرسی ممون حسابی کنجکاوی تا صدای بشنوی میگی چی شد ؟ اگر صدای کسی بشنوی میگی این کیه ؟ گاهی هم پشت سر هم سوال میپرسی وقتی هم جواب میدم دوباره و دوباره و دوباره میپرسی خیلی به کلید و در باز کردن علاقه داری وقتی میخوایم بریم بیرون شما میگی کیید بده و به اصطلاح میخوای در و قفل کنی عزیزدلم و 4 ساعتی ما رو معطل میکنی دختر کوچولو ما عاشق موش هست توی کتابت تا تصویر موش میبینی کلی ذوق میکنی و دیگه حاضر نیس...
2 شهريور 1393

اینروزا ....

سلام دختر زیبای من امروز 29 مرداد هست و متاسفانه سرماخوردگی شما هنوز پا برجاست  حتی میشه گفت سرفه هات بدتر از قبل شده نمیدونم شاید امروز عصر مجددا ببرمت دکتر ایشالا که زود زود خوب بشی منم سرماخوردم اصلا حالم خوش نیست چند وقتیه مدام سر درد دارم و از اون بدتر سر گیچه وقتی نشستم  و یهو بلند میشم تا چند ثانیه چشمم سیاهی میبینه چند روز پیش توی باغ بودیم من و شما چون خیلی باد میومد توی ماشین نشستیم  بابا هم داشت ماشین میشست ماشینو کج پارک کرده بود جوری که ما پایین تر بودیم من یهو یاد تصادف خاله شبنم و کبریا جونم افتادم که اونا توی اون لحظه که ماشینشون غلت خورده چه حالی شدن واااااای یهو دیدم سرم داره گیچ میره ز...
29 مرداد 1393

شیرین کاریهایی از جنس آوینا

سلام گل مامان خدا را شکر سرماخوردگی خیلی بهتر شده اما هنوز خوب خوب نشدی واااااای که وقتی ساعت دارو خوردنت میشه دلم میخواد بمیرم چنان گریه زاری میکنی که نفست به زور میاد بالا ایشالا زود خوب بشی دیگه هم هیچ وقت مریض نشی امروز که داشتم به کارای دخملی عزیز از جانم دقت میکردم متوجه شدم که کلی از شیرین کاریهات ثبت نکردم و الان با وجودی که خیلی خوابم میاد اما واجب دیدم اول این پست و بنویسم بعد اگر تا اونموقعه شما بیدار نشده بودی بخوابم دلبرم صحبت کردنت کلی پیشرفت کرده و دیگه کامل جمله میگی و خیلی خوب و صاف صحبت میکنی جوری که همه متوجه منظورت میشن گاهی اسم چیزی میگی که من شوکه میشم که کی شنیدی و به ذهنت سپردی باهوش من ...
28 مرداد 1393

عسلی سرماخورده :(

سلام  عزیزم امروز 27مرداد 3 روز هست که دخترم سرماخورده و اصلا حال نداره روز 24 مرداد وقتی دیدم خیلی حال نداری و یکم بیقراری سریع بردمت دکتر دکتر معاینه کرد و گفت سرماخوردگی خفیف هست و خدا را شکر هیچ عفونتی نداری اما شبش چنان تب کردی و حرارت از کف دست و پا و سرت بیرون میزد که من هل شده بودم  نمیدونستم چکار کنم  انقدر عصبی بود که زود بهت قطره استامینوفن دادم که اشتباه کردم کاش برات شیاف گذاشته بودم استامینوفن چاره ساز نبود منم میترسیم اگر با هم باشه مصمومیت داشته باشه خلاصه وقتی استامینوفن بهت دادم شما هم که بد دارو افتادی روی گریه وحشتناک میخواستم پاشورت کنم اما نمیذاشتی بابا سجاد همون ...
27 مرداد 1393

21 روز از 21 ماهگیت گذشت :)

سلام هلو مامان دختر خوشمزه من قربونت برم که خیلی شیرین هستی هر چی بزرگتر میشی ماشالا هزار ماشالا تو دل بروتر میشی این نظر من تنها نیست مدتیه که هر کسی میبینتت ازت تعریف میکنه  هر روز که میگذره خوردنی ترمیشی  نمیدونم من چطوری جلو خودمو گرفتم و هنوز نخوردمت عزیزدلم تازگیها با کارا و حرفات و حتی رفتارت میشه فهمید که خیلی تغییر کردی و خانم شدی هر چی میخوای اسمشو میگی واااااای من متعجب میشم که خدایا شانسی گفت یا واقعا متوجه همه چی میشی تکه کلامت شده ( چی شد ؟ ) اگر صدایی بشنوی حتی نور کم و زیاد بشه توی خیابون اتفاقی بیفته خلاصه در هر صورت شما فورا میگی چی شد ؟؟؟؟؟ دیروز گیر داده بوده ...
23 مرداد 1393