ایستادن ماهکم
سلام به عزیزدلم
امروز دختر شجاع مامان برای چند ثانیه ایستاد قربونت برم زمانش کوتاه بود ولی بزرگ شدنت رو ثابت کرد الهی فدات شم دستاتو به مبل میگیری و بلند میشی بعد برای چند ثانیه دستاتو رها میکنی خودتم تعجب میکنی و زود میشینی 
نازنینم هر روز که میگذره بیشتر و بیشتر دیووووونت میشم تو چشمای قشنگت امید و ارزوهام میبینم وقتی به دوران نوزادیت فکر میکنم میبینم دلم برای اون روزا تنگ شده موش کوچولوی من انقدر ریزه و ظریف بودی که من با ترس لباستو عوض میکردم وای که چقدر دلم برای اون روزا تنگ شده چقدر زمان زود میگذره روزا پشت سر هم میان و میرن و تو بزرگ تر و خانم تر از قبل میشی و من عاشق و حیرون تو و ناز نگاهت.....
احساس میکنم توجهت به محیط خیلی بیشتر شده امروز توی دستشویی صورتتو میشستم چشمت افتاد به عکس 1 موش که همیشه اونجا بوده و شما هیچ وقت بهش توجه نمیکردی اول با دقت نگاهش کردی بعدم کلی ذوقش کردی وقتی مهمونی میری انقدر بامزه همه جا رو نگاه میکنی که ما خندمون میگیره
نازنینم خیلی مهربونی از وقتی نازی کردن یاد گرفتی به هر کی میرسی نازی میکنی و میگی ایزی قربون دختر شیرین زبونم 
فدای خندهای شیرینت

دخترم از کودکی به لوازم ارایش علاقه داره جالبه که حس دوست داشتن زیبایی حتی از نوزادی با دخترها همراه هست

فدات شم که حتی نشستنتم بانمکه 


آوینا عسلی تا این لحظه ، 9 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 31 دقیقه و 24 ثانیه سن دارد :.



ایستادن ماهکم
